اگر کسی در سال ۸۷ از من می‌پرسید هدف آیندت چیه، حتماً می‌گفتم مهندس مکانیک مسلط به نرم افزارهای رایج این رشته.

حدوداً سال سوم دانشگاه بود که کتاب پدر پولدار، پدر فقیر را خواندم. هیجان باور نکردنی‌ای داشتم. به قدری علاقه‌مند به موضوعات این کتاب شدم که همه جا و در همه زمان این کتاب در دستانم بود. بعد از تمام شدن، سراغ کتاب بعدی رفتم و پشت سر هم کتاب های رابرت کیوساکی رو مطالعه می‌کردم. باورم نمی‌شد که یک کتاب تا این حد روی ایدئولوژی و حتی آینده‌ای که برای آن تصمیم قطعی گرفته بودم تاثیر بگذارد.

حالا اگر کسی می‌گفت هدف آیندت چیه، حتماً می‌گفتم خالق یک کسب‌کار. در آن بازه به دنبال ایده‌های مختلفی رفتم، بعضی را اجرا کردم و البته در همه‌ی موارد شکست خوردم. اما هیجانی که کتاب به من داده بود شدیدتر از اون بود که بیخیال بشم.

خلق اتفاقات جدید

برای همین در کنکور ارشد شرکت کردم و دانشگاه امام خمینی(ره) رشته MBA قبول شدم.

سال ۹۴ بود، همراه پسر دایی به این فکر افتادیم که جایی رو اجاره کنیم برای راه اندازی کار خودمان. در آن زمان تنها چیزی که برایمان مانده بود انجام پروژه‌های دانشجویی بود. یک اتاق در دفتری را از یکی از آشنایان اجاره کردیم. با ذوق و شوق فراوان دفتر را تزئیین کردیم و برنامه ریزی برای انجام تبلیغات و دریافت پروژه را شروع کردیم. باور نکردنی بود.

یک ماه تلاش و صفر مشتری. کم کم پولی که داشتیم رو به اتمام بود. من که قبلاً پروژه سایت (با جوملا) انجام داده بودم دوباره وارد این حوزه شدم. البته به این خاطر که یک پروژه طراحی سایت را به دست آورده بودیم و این یعنی پول برای ادامه‌ی کار.

شروع کار با وردپرس تحولی برای من بود. ورود مجدد به دنیای طراحی وبسایت (البته بدون کد نویسی). چند پروژه طراحی سایت ما را تا حدی نجات داد. برای همین تصمیم گرفتیم دو سایت هم برای خودمان و با توجه به تخصص‌مان بزنیم؛یکی در زمینه آموزش نرم افزارهای معماری و دیگری در زمینه آموزش بازرگانی.

طراحی سایت طراح شید

در سایت اول با نام طراح‌شید شروع به فعالیت کردیم. کم کم نیاز به دانش سئو بیشتر احساس می‌شد. بنابراین شروع کردیم به یادگیری بیشتر سئو. تقریباً هر چیزی را آزمایش می‌کردیم. اما این موارد برای رشد و درآمدی که توانایی پرداخت اجاره را برای ما بالا ببرد کافی نبود. بنابراین دفتر را پس دادیم. با شکستی سنگین.

تصمیم گرفتیم صرفاً روی طراح شید کار کنیم و برای کلمات مختلف رتبه مناسب به دست آوریم. دانش سئو را هر روز افزایش دادیم و بخش های مختلف سایت را بهینه کردیم. تعویض چند قالب مختلف مشکلات فراوانی را به وجود آورد.

کم کم در کنار طراح شید به شرکت‌های مختلف رزومه ارسال می‌کردیم تا این‌که بالاخره وارد شرکت سپیدار سیستم از شرکت‌های زیرمجموعه همکاران شدم و این آغازی بود برای شروع دیجیتال مارکتینگ.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *